العلامة المجلسي

357

حياة القلوب ( فارسي )

استخبار ، چون فرورفت گفت : اگر هدايت نكند مرا پروردگار من هرآينه خواهم بود از گروه گمراهان . فرمود : يعنى اگر خدا مرا هدايت نكرده بود از گروه گمراهان بودم . پس چون صبح شد وآفتاب طالع شد گفت : اين خداى من است ؟ ! اين بزرگتر است از زهره وماه ! بر سبيل انكار واستخبار وسؤال بود نه بر وجه خبر دادن واقرار كردن ، پس چون آفتاب نيز فرورفت به هر سه صنف كه عبادت زهره وماه وآفتاب مىكردند گفت : اى قوم من ! بدرستى كه من بيزارم از آنچه شما شريك خدا مىگردانيد ، بدرستى كه من گردانيدم روى جان ودل خود را بسوى خداوندى كه از عدم به وجود آورده است آسمانها وزمين را ميل‌كننده از همهء دينهاى باطل وخالص گرديده از براي خدا ونيستم من از مشركان . ونبود غرض حضرت إبراهيم به آنچه گفت در أول مگر آنكه هويدا گرداند براي ايشان باطل بودن دين ايشان را ، وثابت گرداند نزد ايشان كه پرستيدن سزاوار ولايق نيست براي چيزى كه به صفت زهره وآفتاب وماه باشد ، بلكه سزاوار است عبادت كردن كسى را كه آفريده است اينها را وآفريده است آسمانها وزمين را ، واين حجت كه أو بر قوم خود تمام كرد از جملهء آنها بود كه حق تعالى أو را الهام كرد وبه أو عطا نمود ، چنانچه بعد از ذكر اين قصه حق تعالى فرموده است : « واين است حجت ما كه عطا كرديم آن را به إبراهيم بر قوم خود » « 1 » . مأمون گفت : خدا تو را جزاى خير دهد اى فرزند رسول خدا ، چنانچه اين عقده را از دل ما گشودى « 2 » . ودر حديث معتبر ديگر منقول است كه : حضرت إبراهيم عليه السّلام متولد شد در زمان نمرود پسر كنعان . ومالك جميع روى زمين شدند چهار نفر ، دو مؤمن ودو كافر : سليمان وذو القرنين ، نمرود وبخت النصر .

--> ( 1 ) . سورهء انعام : 83 . ( 2 ) . عيون أخبار الرضا 1 / 197 ؛ احتجاج 2 / 425 .